احمد بهشتى
285
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
ذات موضوع ، مضافند ؛ ولى برخى از آنها در ثبات و تغيّر خود هيچگونه وابستگى و تعلّقى به آنطرف اضافه - يعنى مضافاليه - ندارند و اگر اضافه و مضافاليه تغيير كند ، مضاف تغيير نمىكند ؛ حال آنكه برخى ديگر ، در ثبات و تغيّر خود وابسته به مضافإليه و اضافهاند و اگر تغيّرى در آنطرف اضافه پديد آيد ، اينگونه صفتها نيز تغيير مىكنند . شيخ الرئيس در مقام تبيين و توضيح اين دو قسم ، بحث را طولانى كرده است . نمونهء آشكار قسم اوّل ، توانايى و نمونهء آشكار قسم دوم ، دانايى است . الف ) صفت حقيقى مضاف غير متغيّر شيخ الرئيس دربارهء اين قسم مىگويد : و منها مثل أن يكون الشّىء قادرا على تحريك جسم ما ، فلو عدم ذلك الجسم استحال أن يقال : إنّه قادر على تحريكه فاستحال إذن هو عن صفته و لكن من غير تغيّر في ذاته بل في إضافته ؛ يكىديگر از صفتها چنين است كه شىء بر تحريك جسمى توانا باشد . اگر آن جسم نابود شود ، محال است كه گفته شود : او بر تحريك آن جسم تواناست . بنابراين ، صفت او تغيير كرده است ؛ ولى بدون تغيّر در ذات او ، بلكه تغيّر در اضافهء اوست . در حقيقت ، توانايى عبارت است از : قوّهء بر فعل . البته نه هر قوّهاى ، بلكه قوّهء ويژهاى كه همراه با علم و مشيّت باشد . حكيم سبزوارى مىگويد : للقدرة انسب قوّة فعليّة * إن قارنت بالعلم و المشيّة « 1 » توانايى را به قوّهء فعليهاى نسبت بده كه مقارن با علم و مشيّت است .
--> ( 1 ) . تعريف متن ، تعريف فلسفى است نه كلامى . شرح غرر الغرائد ، ص 15 .